X
تبلیغات
رایتل

peiman

به چشمانت بیاموز ؛که هرکس ارزش دیدن نداردبه دستانت بیاموز ،که هرگل ارزش چیدن نداردبه قلبت بیاموز که هر کس کنج آن جایی ندارد

به نام او که جدائی را آفرید


فردا را کسی ندیده است

نگاهم چشم انتظار فرداست

لب هایم عشق را واگویه می کنند

و انتظار

را در متن چشمانت

غریب است اگر بگویم قریبم

و دردریای چشمانت اسیرم

سهل است که بگویم فردا چگونه است

جوابی هست

فردا زورق وارونه ای است

که به اعماق دریاها می رود

و من در دنیایی پر از امید

دل آسمانی خود را به ماهی ها هدیه می دهم

و مهرم را به تو می سپارم ...


دیر گاهیست که تنها شده ام

قصه غربت صحرا شده ام

وسعت درد فقط سهم من است

بازهم قسمت غم ها شده ام

دگر آیینه ز من بی خبر است

که اسیر شب یلدا شده ام

من که بی تاب شقایق بودم

همدم سردی یخ ها شده ام

کاش چشمان مرا خاک کنید

تا نبینم که چه تنها شده ام....



زندگی بافتن یک قالی است

نه همان نقش و نگاری که خودت می خواهی

نقشه از قبل مشخص شده است

تو در این بین فقط می بافی

نقشه را خوب ببین ، خوب بباف !!!

نکند آخر کار ، قالی بافته ات را نخرند



گاهی چه اصرار بیهوده ایست ،
اثبات دوست داشتنمان
چرا که دوست ترمان دارند وقتی دوستشان نداریم . . .
همیشه خوب خداحافظی کنید!
گاهی همه چیز آنقدر سریع اتفاق می‌افتد
که فرصتی برای یک خداحافظی خوب پیدا نمیکنید !
گاهی جای بوسه‌ای که هنگام خداحافظی نکرده‌اید،
تا ابد درد می‌کند............



ترک میکنم و تنهایت میگذارم....
تا بیش از این انرژی ات را صرف نکنی برای....
صادقانه دروغ گفتن
خالصانه خیانت کردن
و عاشقانه بی وفایی کردن....
و هر چه بیشتر خودت را از چشمم انداختن...!!!!
و چه حس پوچی بود این که میپنداشتم... لایق اعتمادی....


ازآدم‌ها بگذر!
دلت را گنده‌تر کن...
ناراحت این نباش که چرا جاده‌ی رفاقت با تو همیشه یک‌طرفه است....
مهم نیست اگر همیشه یک‌طرفه‌ای....
شاد باش که چیزی کم نگذاشته‌ای
و بدهکار خودت، رفاقتت و خدایت نیستی.....



گر روزی بین ماندن و رفتن شک کردی حتما برو....
بی معطلی!
چون نمیبایست کار به شک می کشید،
که بیاندیشی یا نیاندیشی!
همان لحظه شک کار تمام است...




ما به دنیا آمدیم اما.........................دنیا به ما نیامد

این تو نیستی که مرا از یاد برده ای این منم که به یادم اجازه نمیدهم
حتی از نزدیکی ذهن تو عبور کند ...
صحبت از فراموشی نیست ...صحبت از لیاقت است.....
...........................................................



تو کجایی سهراب ؟
تو کجایی سهراب ؟
آب را گل کردند
چشم ها را بستند و چه با دل کردند ...
وای سهراب کجایی آخر ؟ ...
زخم ها بر دل عاشق کردند
خون به چشمان شقایق کردند ...
تو کجایی سهراب ؟
که همین نزدیکی عشق را دار زدند ،
همه جا سایه ی دیوار زدند ...
ای سهراب کجایی که ببینی حالا دل خوش مثقالی است! ....
دل خوش سیری چند ؟
صبـــــــــــــــــر کن سهـــــــــــــــراب...!
قایقت جـــــــــــــــا دارد ؟؟!؟

 

*****************

نوشته شده در شنبه 17 دی‌ماه سال 1390ساعت 10:23 ق.ظ توسط پیمان| 14 نظر|

Design By : Mihantheme

کد موزیک می خوای؟