X
تبلیغات
رایتل

peiman

به چشمانت بیاموز ؛که هرکس ارزش دیدن نداردبه دستانت بیاموز ،که هرگل ارزش چیدن نداردبه قلبت بیاموز که هر کس کنج آن جایی ندارد

من از یک شکست عاشقانه می آیم. بگذار همه برای این اعتراف تلخ

 سرزنشم کنند.سرزنش هایشان را خواهم پذیرفت به بهانه تولد حقایق

 غم انگیزی که درد را به درد می آورد و آتش را می سوزاند .شکست ن

ه برای پنهان کردن است و نه بهانه پنهان شدن.

آری من شکست خویش را از بلندای بلندترین قله ها و با صدایی هر چه

 محزون تر به محزونی آواز نی لبک چوپان پهن دشت بی انتهای تنهایی

 فریاد خواهم زد.

میگویند از طلوع صبح بنویس و نیز از آفتاب. ومن چگونه از خورشید

 بنویسم زمانی که باران غم هجران تو پی در پی بر پنجره چشمانم

 میزند .

پس از آن روز جدایی و فراق به دل بیقرارو بیچاره ی خود گفتم که باید

 نفش شکستی تلخ و تیره را در خاطرات سپید خود با رنجی تیره تر

 آذین کند.

آه ای مریم من ، ای مریم شبهای تارم ، ای تمامت هم خوبی  و ای

 وجودت همه یاس ، بی تو همچون فاخته ای در زمستانی سرد،

 بنشسته بر شاخه درختی فرد چشم به راه آشنایی از دیار

 غریبستانم.


نوشته شده در پنج‌شنبه 7 مهر‌ماه سال 1390ساعت 11:34 ق.ظ توسط پیمان| 9 نظر|

Design By : Mihantheme

کد موزیک می خوای؟