X
تبلیغات
رایتل

peiman

به چشمانت بیاموز ؛که هرکس ارزش دیدن نداردبه دستانت بیاموز ،که هرگل ارزش چیدن نداردبه قلبت بیاموز که هر کس کنج آن جایی ندارد

در این دنیا هیچ مشکلى نیست که آسان نشود، هیچ دردى نیست که درمان نداشته باشد، هیچ غمى بى پایاننیست، هیچ دریایى بى ساحل نیست، انتظار ممکن است طولانى باشد، اما سرانجامش فَرَج است.

شما به خوبی می دانید با غم و غصّه و اظهار ضعف و افسردگى , ناامیدى و بى حرکت بودن هیچ مشکلى حل نمى شود.

امتیاز عالى انسان و ملاک انسانیت او به اواست. هستى و حیات دو واقعیت خود را با خودت ثابت کن.

دکارت فرانسوى مى گوید: یک وقتى به همه چیزبدبین شدم و در همه چیز حتى خودم و خدا شک کردم و به خودم گفتم فهمیدم پس دو چیز واقعیت دارد یکى و دیگرى که فکر مى کند و لحظه اى بعد فهمیدم که سه چیزواقعیت دارد چون تا ارادهء فکر کردن نکنم , فکر نخواهم کرد. پس اراده وجود دارد و اراده است که فکرم را فعال مى کند و مرا به حرکت در مى آورد به من حیات و زندگى مى بخشد و مرا از شک و تردید و جهل و تنهایى بیرون مى آورد. سر نخ این کلاف زندگى فکرى به هم پیچیده را بشناسم . او سرانجام شناخت و به حقیقت زندگى با نشاط دست یافت.

باید دانست که زندگى مجموعه‏اى از شادى و رنج کامروایى و ناکامى تلخى و شیرینى و خلاصه میدان جنگى است که هرکس در آن سهمى از پیروزى و شکست دارد: «زندگى جنگ است جانا بهر جنگ آماده شو». آرى همه اینها به انحاى گوناگون در زندگى هرفرد وجود دارد و در ایام جوانى و تحصیلى این فشارها شدیدتر است اما چه باید کرد؟ نکته مهم و اساسى نحوه برخورد انسان با این مسائل است. در این رابطه دو گونه برخورد مى‏توان داشت:

1- واکنش انفعالى؛ در برخورد انفعالى انسان همواره مشکلات را بزرگ مى‏بیند. در اکثر صحنه‏ها خود را شکست خورده مى‏پندارد. على‏رغم این که از خود انتظاراتى بیش از حد دارد در گشودن راه و گام نهادن به سوى هدف خود را ناتوان مى‏بیند. امکانات، توانمندى‏ها و موفقیت‏هاى خویش را فراموش مى‏کند. کم کم احساس یأس، ضعف و سستى در او فزونى گرفته و خود را بیمار مى‏پندارد.

2- واکنش فعال؛ در برخورد فعال انسان به مقایسه معقول و منطقى بین خواسته‏ها و توانمندى‏ها و شکست‏ها و پیروزى‏ها مى‏پردازد. توقع از خویش را با واقعیات و توانایى‏هاى فردى و شرایط محیطى و اجتماعى تنظیم مى‏کند و با جدیت نشاط و روحیه بالا به فعالیت و تلاش مى‏پردازد.

هجوم و فشار سختى , بى محبتى ها, بى اعتنایى و احساس تنهایى , گاهى ممکن است هر انسانى رادچار غم و اندوه نماید و او را در جاده هاى بى علامت و بدون تابلو راهنماى زندگى سرگردان و متحیر سازد ـمخصوصاً جوان و نوجوانى که هنوز کوچه , پس کوچه هاى زندگى پر پیچ و خم امروزى را طى نکرده و با فراز ونشیب هاى آن آشنا نیست ولى انسان اندیشه ورز و جوانى مثل شما که اراده کرده است راه درست زندگى کردن رابشناسد و مى خواهد بداند پیوسته خود را درکوچه پس کوچه هاى شهر نازیبا گم و اسیر نمى کند, بلکه باتفکر و اندیشه خویش و مشورت با افراد آگاه و دل سوز, دروازه اصلى و خروجى شهر غم و غصه را جست و جو مى کند و مى یابد و از آن خارج مى شود و در فضاى مصفا و فرح زاى طبیعت چون پرنده اى بلند پرواز, اوج مى گیرد..

پس بیا, مشکل خودت را ریشه یابى کن . با برنامه اى جهت دار و حقیقت یاب , جلو برو و عواملى که ممکن است مزرعه زیباى زندگى جوانى شما را به آتش کشیده باشد و گل هاى سبز و سرخ و سفید آن را به زردى وپزمردگى مبدّل ساخته , شناسایى کن . خیال نکن نمى توانى . خودت را دست کم نگیر. خودت را باور کن و اعتماد به نفس داشته باش .

ممکن است سؤال کنید از کجا شروع کنم ؟ راه علمى و مجرّب براى کشف علل مشکلات و راه حل آن , فرضه سازى و طرح سؤال و یافتن پاسخ آن است . بنابراین , سؤالاتى طرح کنید و خود به آن ها پاسخ دهید.

به نمونهء سؤالات زیر توجه کنید:

ناراحتى من از چیست ؟ برا ی چه غصّه مى خورم ؟ چرا تنهایم ؟ چرامی گریم ؟

سؤألات جزیى یا پاسخ هاى احتمالى : ممکن است یک یا چند تا از احتمالات زیر, علت بروز مشکل اساسى وسؤال کلى شما باشد. ابتدا علت را پیدا کنیم , سپس به سراغ حل مشکل برویم .

ناراحتى , غصّه , و تنهای ام به خاطر:

1 شکست یا عدم موفقیت در تحصیل است ;

2 فقر و ضعف بنیه مالى و اقتصادى است ;

3 از زیبایى اندام و چهره برخوردار نیستم ;

4 برخورد غلط و غیر اخلاقى اطرافیان که با توهین و تمسخر همراه است ;

5 هر چه خوبى و محبت در حق دیگران مى کنم , نه تنها محبت نمى بینم , بلکه نامهربانى مشاهده مى کنم ;

6 از سختى ها و مشکلات و گرفتارى هاى خانواده , فامیل یا دوستان رنج مى برم ;

7 پدر و مادر یا برادر و خواهر خوبى ندارم یا از اختلاف میان آن ها رنج مى برم ;

8 گناهان زیاد یا تخیّلات و ذهنیّت هایى است که گاهى براى جوانان پیش مى آید و آنان را حتى نسبت به خدادچار شک و تردید مى کند.

9 دوست داشتم با کسى ازدواج کنم , ولى او به من اعتنا نکرد;

10 خیال مى کنم ازدواج کردن و ارضاى شهوت و غریزه جنسى انسان را از معنویت و خدا دور مى کند.

به سؤالات ذکر شده و هر سؤال دیگرى که تصور مى کنید در ارتباط با مشکل شما است , اضافه کنید. به هر سؤالى که نتوانستید پاسخ دهید به شما کمک خواهیم کرد.

 

اگر به زندگى گذشته خود توجه کنید همه جا و در همه مراحل لطف و رحمت خداوند را آشکارا مى‏بینید و توجه به نعمت‏هاى بى‏پایان خداوند انسان را شکرگزار خدا مى‏کند؛ مثلا یکى از نعمت‏هاى خدا امکان تحصیل در مراکز آموزش عالى است. در سال هزاران نفر در کنکور شرکت مى‏کنند و عده زیادى از آنان به هر دلیل در این آزمایش ناموفق هستند. استعداد و امکاناتى که خداوند به شما عطا کرده است دلیل موفقیت شما بوده است و لذا عقل سلیم حکم مى‏کند که انسانى چون شما شکرگزار خدا باشد.

سعدى در دیباچه گلستان چه زیبا گفته است:

باران رحمت بى حسابش همه را رسیده و خوان نعمت بى‏دریغش همه جا کشیده پرده ناموس بندگان به گناه فاحش ندرد و وظیفه روزى به خطاى منکر نبرد.

اى کریمى که از خزانه غیب گبر و ترسا وظیفه خور دارى!

 

دوستان را کجا کنى محروم تو که با دشمنان نظر دارى

قطعا در وجود شما، نقاط مثبت و خوبى‏هایى وجود دارد که اگر به آنها توجه داشته باشید و به شکوفایى آنها بپردازید، از بدى‏ها و نقاط منفى خود گریزان خواهید شد و سعى خواهید کرد که آنها را از وجود خود، ریشه‏کن سازید.

طبیعى است جوان و نوجوانان که هنوز کوچه هاى زندگى پر پیچ و خم امروزى را طى نکرده و با فراز و فرود هاى آن کمتر آشنایى دارند. حیرتشان بیشتر باشد. تنها شما نیستید که این گونه مى اندیشید و با این گونه مشکلات مواجه شده اید. جوانان زیادى هستند که در عالم تخیّلات «واقعیت نما» و ذهنیات «سراب گونه» سیر مى کنند و با برداشت هاى ویژه خود، جهانى انباشته از غم و غصه و غربت و تنهایى براى خویش ساخته اند.

در این دنیا هیچ مشکلى نیست که آسان نشود. هیچ دردى نیست که درمان نداشته باشد. هیچ غمى بى پایان نیست. هیچ دریایى بى ساحل نیست. انتظار ممکن است طولانى باشد، اما سرانجامش فَرَج است...

بسیارى از جوانان حیرت زده و سرگردان، با هدایت الهى و راهنمایى افراد آگاه و دلسوز توانستند با عزم و اراده اى که شایسته انسان و لازمه حیات او است «راه چون زیستن و چرا زیستن» را بیاموزند و با شناخت «هدف زندگی» به حقیقت حیات نزدیک گردند و انقلابى عمیق و تحوّلى به یاد ماندنى در افکار و اخلاق و افعال خود ایجاد کنند. خوشبختانه شما از جهت علمی،فکرى و سنى در وضعیتى هستید که مى توانید بر پایه خردِ فعّال و کمال طلب جوانى خویش تصمیم بگیرید و بر نگرانى هاى خود غلبه نمایید.

یکى از عوامل مهم، احساس پوچى و از خود بیگانگى، عدم شناخت واقعى مبدأ و معاد است. اگر انسان جهان را در چارچوب ماده محدود نماید و براى جهان هدف و غایت قایل نشود، احساس پوچى و از خود بیگانگى مى‏کند؛ زیرا دنیاى بدون خداوند مانند خانه بدون صاحب است که فضاى پوچى و بى هویتى در آن حاکم مى‏شود. اطلاعات تاریخى نیز این مطلب را تأیید مى‏کند. آن دسته از انسان‏هایى بیشتر احساس پوچى مى‏کنند که با رویکرد مادى، جهان را شناخته و براى جهان خالق و هدف قایل نیستند. در قرآن نیز به جهان بینى مادى اشاره شده(1) و یکى از پیامدهاى آن احساس پوچى و عدم آرامش روانى ذکر شده است.(2)

 

راه حل برای درمان احساس پوچی


 

1- خدا باوری:

اسلام براى از بین بردن احساس پوچى و از خود بیگانگى، انسان‏ها را به خداشناسى و معاد باورى فراخوانده و همگان را به تفکر در نظام هستى دعوت نموده و براى جهان و انسان هدف تعریف نموده است: "أولم یتفکروا فى انفسهم ما خلق اللَّه السّموات والأرض و ما بینهما إلاّ بالحق؛ آیا در پیش نفوس خود تفکر نکردند که خدا آسمان‏ها و زمین و هر چه در بین آن‏ها است (از انواع بى شمار مخلوقات) همه را جز به حق و به وقت معین نیافریده است."(3): "ربّنا ما خلقتَ هذا باطلاً؛ پروردگارا این دستگاه با عظمت (جهان) را بیهوده نیافریده‏اى".(4) و به انسان مى‏گوید: که تو را بیهوده و پوچ خلق نکرده‏ایم:"افحسبتم انّما خلقناکم عبثاً؛ آیا گمان مى‏کنید که ما شما را بیهوده خلق کرده‏ایم؟!" (5) و بازگشت انسان را به سوى حق بیان نموده است و به انسان تذکر مى‏دهد که فکر نکن که بازگشتى نیست: "و انکم الینا لا ترجعون؛ و گمان کردید که به سوى ما باز نمى‏گردید!؟" (6)

اگر انسان براى جهان خالق و مدبر بشناسد و براى آن هدف قایل باشد، احساس پوچى نمى‏کند، زیرا در اثر ایمان به خدا و معاد، جهان هدفمند بوده و انسان جایگاه خود را در آموزه‏هاى دینى درک مى‏کند. انسان در اسلام جایگاه بلند داشته و اشرف مخلوقات بوده و زندگى او محدود به این جهان نیست و دنیا مقدمه‏اى براى جهان برتر محسوب مى‏شود. در انسان این باور تقویت مى‏شود که او به سوى کمال مطلق در حرکت مى‏باشد: "إنّا للَّه و إنّا إلیه راجعون؛ همه از خداییم و به سوى خدا باز مى‏گردیم".(7)

 

2-یاد خدا:

اسلام انسان را به تقویت باورهاى دینى سفا رش نموده و یاد خدا را عامل آرامش روانى دانسته است: "ألا بذکر اللَّه تطمئن القلوب؛ با یاد خدا دل‏ها آرامش مى‏یابد".(8)

 

3- خود شناسی:

در آموزه‏هاى دینى انسان‏ها به خودشناسى دعوت شده و یکى از عوامل از خود بیگانگى، "خود فراموشى" دانسته شده است. همچنین در برخى از آیات یکى از عامل "خود فراموشى" غفلت ازدیاد خدا ذکر شده است: "نسوااللَّه فأنساهم أنفسهم؛ خدا را فراموش کردند، خدا هم نفوس آنان را از یادشان برد".(9)

حکماى اسلامى براى رهایى از "خود بیگانگى" انسان را به خودشناسى و خداجویى دعوت نموده و عامل احساس پوچى را دورى از خدا دانسته‏اند. شهید مطهرى مى‏نویسد: ".. باز یافتن خود علاوه بر این دو جهت... شرایط دیگر هم دارد و آن شناختن و باز یافتن علت و خالق و موجِد (= به وجود آورنده) خود است، یعنى محال است که انسان بتواند خود را جدا از علت و آفریننده خود به درستى درک کند و بشناسد...".(10)

براى راهنمایى شما مى‏توان گفت :

الف) آینده نگر باشید و براى چند سال آینده برنامه‏ریزى کنید.

ب ) با افراد شاد، خوشبین و امیدوار مجالست داشته باشید و از روحیه آنان الهام بگیرید.(مهم)

ج ) به شدت از منفى گرایى بر حذر باشید و افکار منفى را از خود دور کنید.

د ) با هسته‏ هاى مشاوره در این زمینه ارتباط داشته باشید.

ه ) از اساتید دلسوز و متعهد کمک بگیرید.

و ) منزوى نباشید و با افراد با تجربه و متعهد ارتباط صمیمانه برقرار کنید.

ز ) کتاب‏هایى را که در زمینه شادکامى، رمز موفقیت، راز موفقیت مردان بزرگ و... نوشته شده، با دقت بخوانید و به دستورات آنها عمل کنید.

ح ) ورزش کنید؛ زیرا ورزش در شادى روح و سلامت جسم مؤثر است.

ط ) در محیط‏هاى شاد و سالم، به استراحت و تفریح بپردازید.

ى ) از افراد منفى‏گرا بر حذر باشید.

ک ) از بحث‏هاى رنج‏آور با این و آن اجتناب کنید.

ل ) به خود اجازه ندهید مادیات و دنیای زودگذر شما را ناراحت کند. شمارا خدا برای مادیات نیافریده، خود را به خود بسپارید و ایمانتان را به او قوی کنید.

م ) توجه داشته باشید که مشکلات و رنج‏ها، همیشگى نیست و روزگار در تحوّل و تغییر است و چه بسا حوادث پیش‏بینى نشده‏اى نیز در حل مشکلات به یارى انسان بشتابد.

ن ) سفرهاى شاد و سیر و سیاحت‏هاى علمى براى شما لازم و مؤثر است.

س ) خاطرات تلخ را به دست فراموشى بسپارید و از بازگو کردن آن براى دیگران، پرهیز کنید.

ع ) اگر ذوق هنرى دارید، به کارهاى هنرى از قبیل کاریکاتور، گرافیک، نقاشى، خط، نویسندگى و... بپردازید. ضمنا نیایش و دعا مؤثر و نافذ است.

بنابراین از دعاها و مناجات‏هاى دلنشین غافل نباشید. در این راستا نیایش‏هایى هم چون: مناجات خمسه‏عشر، کمیل و نیز صحیفه سجادیه بویژه دعاى بیستم (مکارم الاخلاق) را همواره بخوانید و باور داشته باشید که نیایش و دعا سرنوشت‏ساز است، با خدا انس بیشترى داشته باشید و با او درد دل کنید.

پیشنهاد مى‏شود که در اوقات فراغت، به تفصیل نعمت‏ها و الطاف الهى از قبیل اصل وجود، سلامتى، توفیق تحصیل و... هم‏چنین بلایایى را که خدا از شما دور کرده است، یادآور شوید و ضمن سپاسگزارى از او، قلب خویش را مالامال از محبت و عشق الهى کنید.

قرآن کلام خداست. از تلاوت و تدبّر در آیه‏هاى آن هر چند اندک، دریغ نکنید. این جهت علاوه بر ارزش‏هاى گوناگون دیگر، شما را با خدا مأنوس‏تر مى‏سازد.

آنچه مهم است ایجاد فضایى لطیف و دوست داشتنى در خانه، محل کار، تحصیل و اجتماع است که اگر با تنظیم یک‏سرى اهداف بزرگ و متعالى عجین گردد، مشکلات و محدودیت‏ها نه تنها غیر قابل تحمل نیست؛ بلکه گاهى این مشکلات شیرین نیز مى‏گردد.

توصیه: این مطلب را تا یک ماه هر هفته دقیقا مطالعه و مرور نمایید. سپسس بررسى کنید که چه مقدارى از آن را عمل نموده‏اید.

به امید روزى که فعّال , با نشاط, پرتلاش و داراى قلبى شادو لبى خندان باشید و در برابر مشکلات و بى مهرى ها صبور و بردبار هم چون کوه قائم و استوار باشید.

 

 

چهار قانون شادکامی و موفقیت

در اینجا چهار قانون مهم شادکامی و موفقیت بیان گردیده است. توصیه ما به شما این است که در طول ماه، هر هفته یکی از قانون ها را به کار ببرید و بعد از این، هر روز از این قانون ها استفاده کنید و آنها را در زندگی تان به کار ببرید.

 

قانون اول: نعمت هایت را بشمار
نعمت هایی را که در زندگی داری، بشمار. چرا فقط توجهت را بر روی نداشته هایت متمرکز می کنی و فکرهایت را درهم می ریزی؟ این اولین قانون است. از هم اکنون کاغذ و قلمی بردار و تمام داشته هایت را که خدای مهربان، تقدیمت کرده است، بنویس و به خاطر آنها، خدا را شاکر باش، نعمت شنیدن، صحبت کردن، دیدن و هر چیزی را که داری. تو چیزهای زیادی داری. نعمت های تو از ظرفیتت بیشتر است و تو هرگز به آنها فکر نمی کنی و از آ ها بهره نمی بری. خداوند، این نعمت ها را که با سخاوت به تو اهدا کرده، در نظرت خیلی عادی و معمولی جلوه کرده است.

حتی اکنون، تو از نعمت هایی که می توانند به تو سربلندی و افتخار ببخشند، برخورداری. این ها گنجینه هایی هستند که مانند ابزاری برای ساخت، می توانند آینده بهتر تو را پی ریزی کنند. از امروز شروع کن، ضعف هایی که شکست تو را فراهم می آورند، فقط در فکر تو زندگی می کنند.

فهرست نعمت هایت را دوباره مرور کن، دارایی هایت را حساب کن. تو خیلی از چیزها را داری که دیگران از آن محروم اند. روی این قانون، خوب فکرکن.

قانون دوم: بی نظیر بودنت را جار بزن
تو خودت را در قبرستان ناکامی ها و فکرهای منفی، دفن کرده ای و همان طور که دراز کشیده ای، حتی نمی توانی شکست هایت را ببخشی و خودت را با تنفر از خویشتن و متهم سازی خود، نابود سازی و خود را در مقابل دیگران، مقصر می دانی. حالا از قبرستانی که در آن، جز ناکامی و ناامیدی نیست، بیرون بیا و به خودت هر روز بگو: من گنجینه با ارزشی هستم، چون خدای یکتا من را آفریده و در دنیا یکی مانند من خلق نشده است. بی نظیر بودن و نادر بودنت را جار بزن و به آن افتخار کن.

چرا به کسانی که تو را خوار می پندارند، گوش می دهی و از همه بدتر، آنان را باور داری؟

من بی نظیرم و به خودم افتخار می کنم. این را با فریاد، هر روز بگو.

قانون سوم: یک کیلومتر، بیشتر از آن چه باید راه بروی، راه برو
تنها عامل دست یابی به موفقیت، آن است که خدمتی بهتر و بیشتر از آن چه از تو انتظار می رود، ارائه دهی. مهم نیست که وظیفه تو چیست. مطمئن ترین راه برای این که خودت را به حد متوسط بکشانی، این است که به اندازه وظیفه ای که برایت مشخص شده است، کار کنی. به این فکر نکن که اگر بیش از دستمزدت کار کنی، به تو اجحاف شده است زیرا اگر پاداش کار تو، امروز به تو بازنگردد، فردا به طور حتم، بازخواهد گشت.

یک کیلومتر، اضافه راه برو. نگران خودت نباش، لیاقت تو بیش از این هاست، آن را به سوی خود بکش. هر خدمتی که انجام می دهی، بی پاداش نخواهد بود و اگر پاداشت را زود دریافت نکردی، نگران مباش زیرا هرچه دیر آید، خوش آید. تو نمی توانی موفقیت را احضار کنی، تو فقط می توانی لیاقت و شایستگی آن را داشته باشی.
 

قانون چهارم: از نیروی انتخابت، عاقلانه استفاده کن
تو حق انتخاب داری، تو می توانی بین شکست و ناامیدی یا شادمانی و کامیابی، یکی را انتخاب کنی. انتخاب با توست، انتخاب، منحصر به فرد توست. تو با قدرت انتخابی که داری، می توانی در شکلی بالاتر، دوباره متولد شوی. به خودت بنگر، به انتخاب هایی فکرکن که تاکنون کرده ای، به لحظه هایی که روی زانو افتاده ای تا فرصت انتخاب دوباره به تو داده شود. آن چه گذشته، گذشته است.

از قدرت انتخابت، عاقلانه سود ببر.
به جای تنفر، عشق، به جای ایستایی، پویایی، به جای تأخیر، عمل و به جای فکرهای منفی، فکرهای مثبت را انتخاب کن.

حالا که چهار قانون شادکامی و موفقیت را یاد گرفتی، فراموش نکن که در هر حال آن ها را به کار ببری. دیگر به فکر گذشته نباش، از امروز، امروز لذت ببر و از فردا، فردا. تو توانایی این را داری که شگفتی های عظیمی در زندگی ات به وجود آوری. پتانسیل تو نامحدود است. خودت را همیشه باور کن.

نوشته شده در دوشنبه 26 اردیبهشت‌ماه سال 1390ساعت 09:21 ق.ظ توسط پیمان| 1 نظر|

Design By : Mihantheme

کد موزیک می خوای؟